به صورتي كه تادئو ميآموخت، در آثار موندينو بهخوبي نمايان است. او در سال 1300 درجهٴ دكتري گرفت و از آن زمان در بولونيا بهكار پرداخت و تا هنگام وفاتش در سال 1326 در دانشگاه بولونيا مشغول تدريس بود.
او را احياكنندهٴ كالبدشناسي لقب دادند و تا نوزايي عصر وساليوس سخت مورد تحسين بود. در سال 1315 جسد دو زن را تشريح كرد كه يكيشان قاعده شده بود؛ و در سال 1316 يك خوك آبستن را كالبدشكافي كرد؛ او بايستي كالبدشكافيهاي فراوان ديگري كرده باشد. در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم كالبدگشايي انسان به ندرت انجام ميگرفت (مقدمه 2، 866)، ولي ظاهراً از روزگار اراسيستراتوس و هروفيلوس (سومـ پ م) به بعد، موندينو اول كسي بود كه جسد انسان را در پيش چشم ديگران كالبدشكافي و از آن براي تدريس استفاده كرد و روش كالبدشكافي نمايشي را به ديگران ميآموخت. برخلاف بسياري كالبدشناسان كه تا زمان وساليوس از او پيروي كردند، موندينو خود به كالبدشكافي پرداخت؛ ولي اين تاحدي بهدليل آن بود كه آموزشهاي كالبدشناسي اهميت لازم را كسب نكرده بود و استاد هنوز براي نمايش و توضيح جسد دستياراني نداشت.
مهمترين تأليف او رسالهٴ جامع كالبدشناسي است كه آن را در سال 1316 تأليف كرد. اين
جامع از دوقرن شهرت برخوردار گشت، اول بار در سال 1475 به چاپ رسيد و بيش از چهل چاپ از آن در دست است كه برخي مصورند (نسخهٴ اصلي بدون تصوير است)، شهرت
جامع كالبدشناسي بهخاطر سادگي و صراحت آن بود. موندينو احياكنندهٴ كالبدشناسي به مفهومي بود كه كتاب درسي معروف و آموزش تجربياش به رونق كالبدشناسي كمك كرد. ولي نميتوان گفت به معلومات يوناني و عربي كه قبلاً بهصورت ترجمه در زبان لاتيني موجود بود چيز زيادي افزود؛ او بسياري اشتباهات قديمي را تكرار كرد و بدانها رونق تازهاي بخشيد.
كالبدشناسي موندينو حاوي ملاحظات جراحي و آسيبشناسي است، ولي در مجموع و براي نخستين بار كالبدشناسي كاملاً از جراحي تفكيك شده است. در آن مطالب زيادي در مورد فيزيولوژي وجود داشت، چون فيزيولوژي هنوز مبحث جداگانهاي نشده بود.
كتاب جامع كالبدشناسي كتاب درسي علمي است كه مانند راهنماي كالبدشكافي تنظيم شده است. در آن، پس از مقدمهاي عمومي، به ترتيب زير از اندامها بحث ميشود: 1) حفرهٴ شكمي؛ 2) قفسهٴ سينه؛ 3) استخوانها، ستون فقرات، اندامهاي زيرين. سه گروه نخستين مطابق تقسيمبنديهاي پيشين است: 1) طبيعي، 2) روحاني، 3) حيواني. در تقسيمبندي از اوضاع و احوال تبعيت شده بود؛ بهعلت فقدان امكانات مناسب براي نگهداري، لازم بود ابتدا اندامهاي فسادپذيرتر تشريح شود و تمام كالبدشكافي در عرض دو سه روز بهانجام رسد. با اين همه موندينو تمهيداتي براي خشكاندن جسد در آفتاب بهكار برد تا جهات كلي وترها و رباطها را